نان سنگک و خاطراتش از سالهای دور
از طرفي قديميترين فرهنگ لغتي که از اين نان خوش طعم نام برده «برهان قاطع» است که در سال 1062 هجري قمري نوشته شده، مؤلف اين فرهنگ در معني واژه سنگک مينويسد: «و نوعي از نان هم هست که بر روي سنگريزههاي گرم بپزند.» پيشينه تاريخي نان سنگک دقيقا روشن نيست و حرف و حديث هاي زيادي دربارهاش گفته شده است، اما آنچه که معلوم است، اين است که واژه "سنگک " از دو جزء " سنگ " و "ک " نسبت ساخته شده و آن ناني است که بر روي سنگريزه (ريگ) پخته ميشود.
در بين محلات تهران مغازه هاي نانوايي زيادي هستند که به پخت نان سنگک مشغولند اما قديمي ترين اين نانوايي ها را تا همين چند ماه پيش ميتوانستيد در گذر لوطي صالح ببينيد. گذري که در ميان خيابان هاي مولوي و مصطفي خميني پنهان شده و بيشتر از 100 سال صداي بالا رفتن کرکره قديمي ترين نانوايي تهران هر روز صبح در آن ميپيچيد.گذر لوطي صالح از گذرهاي اصلي با قدمتي تاريخي درون بازار تهران بوده است که به نام فردي، معروف به «لوطي صالح» نامگذاري شده است. او به روايتي از لوطي هاي تهران قديم در زمان آغامحمدخان قاجار بوده و به روايت ديگري از دلقک هاي درباري بوده است و زماني در محلهاي در جنوب بازاربين الحرمين و کوچه هفت تن زندگي ميکرده است.چندماه قبل که براي ديدن اين نانوايي سنگکي قديمي رفته بوديم، نانوايي هنوز برجا بود اما ده روزي از فوت صاحب 81 ساله آن، يعني عبدالجواد کفاش گذشته بود و فرصت هم صحبتي با چنين پيرمردي که ميتوانست براي ما از گذشته حرف بزندبه سادگي از دست رفت.وقتي دوباره براي انجام گفت وگويي درباره بازماندگان صاحب نانوايي، سري به گذر لوطي صالح زدم با ناباوري تمام متوجه شدم که بعد از فوت "عبدالجواد کفاش" اين مغازه قديمي براي هميشه بسته شده است. تنها پارچه اي با عنوان "اين ملک به فروش ميرسد" روي کرکره هاي پايين کشيده و خاک خورده اين نانوايي قديمي به چشم ميخورد.پيگيري هاي بعدي، ما را به پيرمرد ديگري رساند که برادر "عبدالجواد کفاش " بود. عبدالمحمد کفاش متولد 1313 است که قسمتي از خاطرات نهفته در اين نانوايي را براي ما زنده ميکند. سرزنده و با نشاط از خاطراتي ميگويد که هر جمله اش آدم را به سال هايي ميبرد که عطر نان سنگک داغ در گذر لوطي صالح،هر رهگذري را به داخل اين نانوايي ميکشاند.مي گويد: «بعد از فوت پدر و مادرم در سال 1320 مادربزرگمان ما را به تهران و محله باغ فردوس آورد. من 12 ساله بودم و همراه برادرم با معرفي يکي از همسايه ها به عنوان شاگرد در يک نانوايي سنگکي در خود باغ فردوس مشغول به کار شديم که حدود سالهاي 1327 بود.»
او ادامه ميدهد: «من بعد از مدتي از نانوايي باغ فردوس بيرون آمدم و در نانوايي سنگکي در منطقه قلهک به مدت يک سال پادويي کردم و بعد 2 سال هم در نياوران مشغول به کار نان درآوردن بودم تا اين که با رفتن به نانوايي در منطقه دربند به مدت 10 سال توانستم کار پخت نان سنگک را تا حد شاطري ادامه بدهم تا جايي که خودم استاد کار شدم.»در واقع در پخت نان سنگک غير از نانوا يا نانوازاده يا لااقل کارگر با سابقه نانوايي، کسي نميتوانست به شغل نانوايي بپردازد، چون شرط لازم اين شغل در درجه اول شناخت گندم بود، چون گندم در هر قسمت از ايران داراي خصوصيات و کيفيتي متفاوت از نظر پخت نان سنگک بود و درنتيجه شناخت گندم و آرد آن نياز به تجربه و سابقه زيادي داشت که ممکن نبود يک نفر نا آشنا به کار نانوايي از عهده اش بر آيد به جز اين ها نانواها لازم بود که حتماً فن شاطري يا لااقل خميرگيري را به خوبي بدانند.
عبدالمحمد کفاش که ديگر براي خود شاطري شده بود با قبول مسئوليت «دکان داري» در سال 1340 وارد گذر لوطي صالح ميشود و مغازه اي را در اين محل اجاره ميکند، او با اشاره به سابقه 100 ساله اين نان سنگکي توضيح ميدهد که اين نانوايي از قديمي ترين نانوايي سنگکي هاي تهران است که بناي جديد آن بر ميگردد به همان سال 1340 که آن ها در آنجا مشغول به کار شدند.از او ميخواهم از دوستان و هم دورهايهاي خود در گذر لوطي صالح بگويد، از مردهايي که ديگر صداي گيوه هاي پشت برگشته در پايشان بر روي زمين اين محله به گوش نميرسد، از آدم هايي بگويد که هر روز از صبح تا غروب آن ها را در صف نانوايي روبروي خود ميديد و حال و احوال ميکرد، از قديمي هايي که ديگر حتي نشاني از آن ها در اين گذر نيست جز خاطراتي که با گذر هر لحظه از يادها فراموش ميشود. چند نام را برايم پشت هم رديف ميکند اما در ميان همه آنها، شخصي به نام "علي جغجغه" ماجراي جالبي داشت، مردي که در خاطرات گذر لوطي صالح نامش ماندگار شده است.کار علي جغجغه در اين گذر زماني شروع ميشد که صف نانوايي مملو از زن و مرد ميشد و او براي آرام کردن بچه ها و مرتب نگه داشتن صف، آن ها را به دور خود جمع ميکرد و با جغجغه اي که از ميوه نوعي بوته بود، بچه ها را سرگرم ميکرد. عبدالمحمد کفاش، لا به لاي خاطراتش از قحطي هايي ميگويد که در آن دولت سهميه نان را براي مردم با دادن يک کارت مشخص کرده بود که هر کسي با در دست داشتن آن کارت ها از نيمه شب پشت در دکان نانوايي نوبت ميگرفت، تا صبح سهم نان خود را دريافت کند، او ميگويد: «يک زماني نان سنگک ها واقعا خشخاشي بودند، آن زمان کشت خشخاش آزاد بود و نانواها از دانه هاي آن براي خوش طعم شدن نان سنگک استفاده ميکردند اما از 30 سال قبل که کشت خشخاش قدغن شد، کنجد جاي خشخاش را گرفت.»عبدالمحمد کفاش، شاطر قديمي گذر لوطي صالح هنگام گفتن از آن روزها آنقدر شوق و ذوق دارد که در ميان حرف هايش فراموش ميکنم که آن روزها گذشته است و اکنون سال 1391 هجري شمسي است و ديگر صداي جغجغه "علي جغجغه" به گوش بچه هاي اين گذر نميرسد.
منبع: (http://www.tabnak.ir/)